محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 56
آثار عجم ( فارسى )
به ايالت فارس برقرار شد . . . انصاف در كار معارف ، جدّ و جهدى وافى مىنمود و با من همراهى مىكرد ؛ چنان كه در عهد او ، بشخصه در بعض از صفحات فارس رفتم و تشكيل مدارس دادم ؛ همچنين مدرسهء سيّار در ايلى تأسيس نمودم و معلم براى آنها مقرر داشتم . . . « 1 » » نشان درجهء يك علمى براى فرصت : در سال 1334 هجرى قمرى ، يك قطعه نشان طلاى درجهء يك علمى با دستخط مربوط ، از تهران براى فرصت فرستاده شد . خود فرصت ، در پايان ديوان خويش ، در اين باره مىنويسد : « . . . مقارن اين احوال ، از طرف قرين الشّرف ، دولت جاويد مدت ، به جهت من بنده ، يك قطعه نشان طلاى علمى از درجهء اول با دستخطى از مركز اعطا شد . همانا اين موهبت ، به ازاى چندين سال خدمت به معارف بوده يا به پاداش رياست بلا حقوق ؛ به هر حال ، تشكرات خود را به دعاى ازدياد دولت و اقبال ، اختتام مىنمايد . . . « 2 » » اعطاى لقب و برقرارى مستمرى و وظيفه : فرصت در مدتى كه در تهران اقامت داشت ، به خاطر خواندن قصيدهاى در ستايش مظفر الدين شاه ، مورد لطف شاه قرار گرفت و به گفتهء خودش : « . . . پس از اتمام قصيده ، دستخطى براى مرسومى مرقوم داشت و در آن نوشتهام : « فرصت الدوله » . خواند . اين را گفتم تا بعضى
--> ( 1 ) . همانجا ، ص 154 . ( 2 ) . ديوان فرصت الدوله شيرازى ، از انتشارات كتابفروشى محمودى ، ص 543 .